X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



عكـــــــسش را نمي بينم
12:42
عكـــــــسش را نمي بينم


چند روز بعدازاين كه خبر پدرشدنش را به من داد،ديدم جلوي سنگرايستاده،لبه كاغذي شبيه نامه ازجيبش زده بيرون.نزديك عمليات والفجر 4 بود.گفتم:نامه ليلا خانم رسيده؟
-عكس ليلاست كه برام فرستادند.
-خب به سلامتي،بده ببينم دخترخانم اين فرمانده لشكر چه شكلي هست؟
داشتم لحظه شماري مي كردم،عكس دخترش را ببينم كه گفت:"هنوز خودم نديدمش"
-چه بي احساس!خب عكسشو بياربيرون،ببينيم قيافه دخترت را.
-راستش رو بخواي مي ترسم.
-ازچي مي ترسي؟
-مي ترسم دراين بحبوحه عمليات،اگه عكسشوببينم،مهرومحبت پدرودختري كاردستم بده ودلم بره پيش اون وتمركزم رو براي عمليات ازدست بدم.
-باشه هروقت خودت ديدي،بده ما هم عكسشو ببينيم.

شادي روح مطهر شهيد مهدي زين الدين فرمانده لشكر17علي بن ابيطالب(ع) صلوات

برگرفته از كتاب:ازهمه عذرمي خواهم-خاطراتي ازشهيدمهدي زين الدين

برچسب‌ها: <-TagName->
 <